عبد الجليل قزوينى رازى
مقدمهء مصحح 22
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كه از جانب شام فتحى سنى رسيد بدولت و اقبال سلطان عالم ( تا آخر ) و مراد از اين فتح ، فتح شهر حارم است به تفصيلى كه در تعليقهء 137 بيان كردهام ( ص 1078 ) و همچنين در مقدمهء نقض و تعليقات آن ( ص 3 ) ، و نتيجهء نظر به اين منتهى شده كه تا سال 559 مؤلّف كتاب جريان امر تأليف خود را ادامه مىداده و در آن تصرّف مىنموده و مطالبى را كه مناسب مىديده بر آن مىافزوده و چون نسخ منتشر شده معدود بوده الحاق اضافات بر آنها بدين جهت ممكن و ميسور بوده است . چون زمان تأليف بعض فضائح الروافض معلوم شد مىگوئيم از عبارات گذشته معلوم شد كه نسخهء « بعض فضائح الرّوافض » در سال 556 بدست شيخ عبد الجليل رسيده و او مشغول بنقض آن شده است ، و تأليف آن را قبل از حدود سال 566 خاتمه داده است . زيرا تاريخ فوت مرتضاى بزرگ سيّد شرف الدّين ملك النّقباء ابو الفضل محمّد بن علىّ المرتضى الحسينى بتصريح رافعى در تدوين بسال 566 در شهر ساوه بوده است . ( رجوع شود به تدوين ص 96 نسخهء عكسى تركيه ، و ص 140 نسخهء عكسى اسكندريّه ، و ص 198 ديوان قوامى ) و مؤلف نقض بر او بعبارت « ضاعف اللّه جلاله » ثنا گفته است . و اين جمله دعائيّه صريح است در اينكه كتاب در اين تاريخ ( يعنى بين 556 و 566 ) كه آن نقيب در قيد حيات بوده تأليف شده است . امّا آنچه در دو نسخهء « ح ، د » ( ص 221 ) به اين عبارت ذكر شده : « و رضىّ الدّين ابو سعد مستوفى خورى و پسرش خواجه عزيز الدّين مستوفى كه مشير و مدبّر ملك سلطان معظّم ابا طالب طغرل بن ارسلان و اتابك معظّم جهان پهلوان - أعزّ اللّه أنصارهما - است » و علّامهء قزوينى در حاشيهء اين جملهء دعائيّهء « أعزّ اللّه أنصارهما » از نسخهء « ح » كه مدّتها بعنوان امانت در نزدش بوده بخطّ خود با مداد مرقوم فرموده : « تأليف كتاب در عهد طغرل اخير و جهان پهلوان بوده است » كه استظهار از عبارت دعا است ، مبتنى بر اين بوده كه نسخه در پيش ايشان منحصر به آن بوده است ، در صورتى كه نسخ ديگر قديمى فاقد اين عبارت است ، چنان كه در ذيل صفحه